همه ی دینها می اموزند که برای جلب رضایت خدا باید سه کار انجام داد .
1_ باید از گناه دوری کرد.
2_ باید کار خیر انجام داد.
3_ باید پیوسته خدا را عبادت کرد.
- اما با یک برسی ساده و عقلانی می فهمیم هر سه بی فایده اند.
ما هرگز قادر نیستیم از گناه دوری کنیم و هیچ کس را نمی توان یافت که هر گز گناه نکنند.
آیا فقط قتل و زنا و دزدی گناهند؟
با یک مثال ساده می فهمیم نمی توان گناهان را درجه بندی کرد. مثلاً شما گناه کسی که از شما دزدی کرده را ، راحت تر از آن شخصی می بخشید که در میان جمع با یک حرف نیش دار باعث تمسخرتان شده . یک مثال دیگر، بوق زدن بیجای یک راننده که می تواند باعث سکته ، مرگ و یا دست کم تخریب اعصاب چندین نفر شود از جمله پزشکی که در حال عمل سخت جراحی مغز است. آیا این بوق زدن ساده از گناهان دیگر کوچکتر و قابل جبران تر است؟!.
آیا می توان با اراده ی خود از گناهانی دوری کرد و به خدا رسید؟
آیا کسی را می شناسید که هیچ گناهی انجام نداده و ندهد؟!
واما در مورد کار خیر.
یک مثال تکلیف موضوع دوم را روشن می سازد.
شخصی را تصور کنید که چند کودک سر راهی را به خانه ببرد و بی اندازه به آنها محبت کند و بیش از پدر و مادر حقیقی به انها نیکی کند و سپس در سن 20 سالگی به آنها بگوید در عوض آنهمه خوبی می خواهم شما را در میان جمع کوچک کنم و بی دلیل چند سیلی به شما بزنم! پاسخ آن بچه ها این نخواهد بود که تمام آن کار نیکت به این توهین نمی ارزد؟!. زیرا کار نیک ارزش نسبی کمی در مقابل یک گناه ساده دارد.
قطره ای آلودگی گواراترین آب را غیر قابل شرب می سازد و همه از آن دوری می کنند.
آیا خداوند بی نیازتر از آن نیست که بخواهد با عبادت شبانه روزی ما ارضاء شود؟. آیا گمان می کنید خداوند اجازه می دهد کسی بگوید من حاظرم 40 سال شبانه روز تو را عبادت کنم و در عوض بگذار با همسر فلانی زنا کنم؟ و یا پشت سر همه غیبت کنم ؟ و یا با زخم زبان قلب همه را بیازارم؟
این موضوع نیاز به بحث بیشتری داره که اگه شد ادامه میدم.

بنامهای "مریم رستمپور( ۲۷) و مرضیه امیری زاده ( ۳۰) ساله"، از آنها خواسته شد تا ایمان خود به مسیح را انکار کنند. 

خداوند دوست خوب ماست
۲۰۰۹ 

_ کودک به فکر غذای فردا نیست.



